This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق
حسرت در آغوش ڪَرفتن ڪسی
حسرت یڪ جا بودن با اوست
آرزوے
در آغوش ڪَرفتن او
فراموش
ڪردن
همہے دنیاست ..!!
#پاموک_اورهان
@asheghanehaye_fatima
حسرت در آغوش ڪَرفتن ڪسی
حسرت یڪ جا بودن با اوست
آرزوے
در آغوش ڪَرفتن او
فراموش
ڪردن
همہے دنیاست ..!!
#پاموک_اورهان
@asheghanehaye_fatima
October 14, 2019
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
با چند ساعت گفتوگوی تند و بیوقفه، بیشتر موضوعهایی که واقعاً دو آدم عاقل میتوانند باهم در میان بگذارند به آخر میرسد، اما این حکم در مورد عشاق صدق نمیکند. بین آنها هیچ موضوعی به آخر نمیرسد، هیچ حرفی زده نمیشود مگر آنکه بیست بار تکرار شود.
✍🏽 #جین_آستین
📕 عقل و احساس
با چند ساعت گفتوگوی تند و بیوقفه، بیشتر موضوعهایی که واقعاً دو آدم عاقل میتوانند باهم در میان بگذارند به آخر میرسد، اما این حکم در مورد عشاق صدق نمیکند. بین آنها هیچ موضوعی به آخر نمیرسد، هیچ حرفی زده نمیشود مگر آنکه بیست بار تکرار شود.
✍🏽 #جین_آستین
📕 عقل و احساس
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
اگر💫 توانِ ماندنت نیست
کسی را در آغوش نگیر
که سکوت می کند
تا صدای نفس هایت را بشنود
کسی را در آغوش نگیر
که زود در تو محو می شود
که زود عادت می کند
کسی را در آغوش نگیر
که از عشق رنجیده
و پناه می خواهد
هرگز شبی بارانی
پرنده را پناه نده
که در تو حبس می شود
که آسمان را فراموش می کند
#شیما_سبحانی
اگر💫 توانِ ماندنت نیست
کسی را در آغوش نگیر
که سکوت می کند
تا صدای نفس هایت را بشنود
کسی را در آغوش نگیر
که زود در تو محو می شود
که زود عادت می کند
کسی را در آغوش نگیر
که از عشق رنجیده
و پناه می خواهد
هرگز شبی بارانی
پرنده را پناه نده
که در تو حبس می شود
که آسمان را فراموش می کند
#شیما_سبحانی
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
بر روی تنم نوشتم "آزادی"
و "عریان" به خیابان آمدم ،،
کودکی خندید
پیرمردی تف انداخت
راهبی به نصیحتم نشست
سربازی تازیانه ام زد
و زنی زخم های تنم را بوسید ،،
پنداشتم
شاید آزادی
عریانی باشد
یا خنده ی کودکان
تفی باشد بر نهان خلقت
تکلیفی از دین
و یا دستوری از یک قانون ،،
اما من "آزادی" را
از لبان زنی آموختم
که بر زخم های "عریان" بوسه زد ،،،
#ئاکو
بر روی تنم نوشتم "آزادی"
و "عریان" به خیابان آمدم ،،
کودکی خندید
پیرمردی تف انداخت
راهبی به نصیحتم نشست
سربازی تازیانه ام زد
و زنی زخم های تنم را بوسید ،،
پنداشتم
شاید آزادی
عریانی باشد
یا خنده ی کودکان
تفی باشد بر نهان خلقت
تکلیفی از دین
و یا دستوری از یک قانون ،،
اما من "آزادی" را
از لبان زنی آموختم
که بر زخم های "عریان" بوسه زد ،،،
#ئاکو
October 14, 2019
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی برای لمس دقیق صدای عشق
چیزی فراتر از دو عدد گوش لازم است
صحبت که جانشین نوازش نمیشود
گاهی برای درد و دل آغوش لازم است ..!!
#سیدصادق_رمضانیان
@asheghanehaye_fatima
چیزی فراتر از دو عدد گوش لازم است
صحبت که جانشین نوازش نمیشود
گاهی برای درد و دل آغوش لازم است ..!!
#سیدصادق_رمضانیان
@asheghanehaye_fatima
October 14, 2019
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
"تنهایی💫ِ دونفر"
_چی گوش میدی؟
_ها؟
_درار اونو از گوشِت
_چی میگی؟
_چی گوش میدی؟
_تو خیلی دوری...خیلی دوری
_منکه دور نیستم که...همینجام
_نه...من نمیگم که...آهنگ میگه تو خیلی دوری
_خب آدرس بده بگو بیاد ببینمش...یا آدرسشو بگیر من برم پیشش...چه میدونم
_مگه هرکی آدرس هر کیو داشته باشه بهش سر میزنه؟
_میزنه دیگه...نمیزنه؟
_پارسال یادته گفتی از این خونه بلند شیم گفتم نه بمونیم
_آره یادمه...گفتی اجارش با من...چی شده میخوای بزنی زیرش؟ من نمیدما
_نه..گوش کن...گفتم بمونیم چون آدرسمو داره...شاید بیاد حداقل بهم سر بزنه...ببینه زندم...مُردَم
_اومد؟
_نه دیگه...نیومد...واسه همین میگم غلطه حرفت... آدرسمو داره ولی نمیاد
_خب شاید روزا که ما نیستیم میاد بهت سر بزنه...میبینه نیستیم...میره
_نوچ...نمیاد
_از کجا معلوم؟
_من هر شب که میام خونه یه تیکه چسب شیشهای میزنم رو زنگ بعد میکَنَم...هیچ اثر انگشتی رو زنگ نیست!
_هیچی؟؟
_هیچی...
_یعنی هیشکی زنگِ خونهی مارو نمیزنه؟
_حتما نمیزنه دیگه
_خب تو چرا نمیری بهش سر بزنی؟
_عوض شده...تلفن، آدرس...خودش!
_رفتی سر بزنی ؟
_اره بابا...هر هفته میرم اونجا
_دیگه چرا هر هفته؟
_جاش یه پیرمرد پیرزن اومدن...اونام فقط رو زنگشون اثر انگشت من هست
_هفتهی بعد منم ببر...میخوام دوتا اثر انگشت رو زنگشون بیفته
_باشه...ایستگاه آخره...باید پیاده شیم
_اون آقارم بیدار کن
_ولش کن...دیدمش قبلا، توی بیآرتی میخوابه میمونه شبا
_نه بابا؟...اینکه دیگه هیچ آدرسی نداره
_از یه جایی به بعد آدم دیگه نه حوصله داره کسی بهش سر بزنه نه حوصله داره سر بزنه به کسی...
_آدما چجوری انقدر تنها میشن ؟
_به مرور...
#علی_سلطانی
#تنهایی_دونفر
"تنهایی💫ِ دونفر"
_چی گوش میدی؟
_ها؟
_درار اونو از گوشِت
_چی میگی؟
_چی گوش میدی؟
_تو خیلی دوری...خیلی دوری
_منکه دور نیستم که...همینجام
_نه...من نمیگم که...آهنگ میگه تو خیلی دوری
_خب آدرس بده بگو بیاد ببینمش...یا آدرسشو بگیر من برم پیشش...چه میدونم
_مگه هرکی آدرس هر کیو داشته باشه بهش سر میزنه؟
_میزنه دیگه...نمیزنه؟
_پارسال یادته گفتی از این خونه بلند شیم گفتم نه بمونیم
_آره یادمه...گفتی اجارش با من...چی شده میخوای بزنی زیرش؟ من نمیدما
_نه..گوش کن...گفتم بمونیم چون آدرسمو داره...شاید بیاد حداقل بهم سر بزنه...ببینه زندم...مُردَم
_اومد؟
_نه دیگه...نیومد...واسه همین میگم غلطه حرفت... آدرسمو داره ولی نمیاد
_خب شاید روزا که ما نیستیم میاد بهت سر بزنه...میبینه نیستیم...میره
_نوچ...نمیاد
_از کجا معلوم؟
_من هر شب که میام خونه یه تیکه چسب شیشهای میزنم رو زنگ بعد میکَنَم...هیچ اثر انگشتی رو زنگ نیست!
_هیچی؟؟
_هیچی...
_یعنی هیشکی زنگِ خونهی مارو نمیزنه؟
_حتما نمیزنه دیگه
_خب تو چرا نمیری بهش سر بزنی؟
_عوض شده...تلفن، آدرس...خودش!
_رفتی سر بزنی ؟
_اره بابا...هر هفته میرم اونجا
_دیگه چرا هر هفته؟
_جاش یه پیرمرد پیرزن اومدن...اونام فقط رو زنگشون اثر انگشت من هست
_هفتهی بعد منم ببر...میخوام دوتا اثر انگشت رو زنگشون بیفته
_باشه...ایستگاه آخره...باید پیاده شیم
_اون آقارم بیدار کن
_ولش کن...دیدمش قبلا، توی بیآرتی میخوابه میمونه شبا
_نه بابا؟...اینکه دیگه هیچ آدرسی نداره
_از یه جایی به بعد آدم دیگه نه حوصله داره کسی بهش سر بزنه نه حوصله داره سر بزنه به کسی...
_آدما چجوری انقدر تنها میشن ؟
_به مرور...
#علی_سلطانی
#تنهایی_دونفر
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
دیگر نگو دوستت دارم
دیگر هیچ نگو
میشنوند
میایند
میکشند
میروند
دیگر هیچ نگو !
تنها در آغوشم بگیر
تا بدانم
هنوز هستی
هنوز هستم
هنوز عاشقیم
و عشق
از مرگ قوی تر است
کاش خدا جهانی دیگر میساخت
باهم به آنجا هجرت میکردیم..
جهان ما دیگر ؛ جای امنی نیست ..!!
#چیستا_یثربی
دیگر نگو دوستت دارم
دیگر هیچ نگو
میشنوند
میایند
میکشند
میروند
دیگر هیچ نگو !
تنها در آغوشم بگیر
تا بدانم
هنوز هستی
هنوز هستم
هنوز عاشقیم
و عشق
از مرگ قوی تر است
کاش خدا جهانی دیگر میساخت
باهم به آنجا هجرت میکردیم..
جهان ما دیگر ؛ جای امنی نیست ..!!
#چیستا_یثربی
October 14, 2019
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم میخواست چیزے بهش بڪَویم ڪہ بداند چقدر دوستش دارم
ڪَفتم تو مسیح منی ..!!
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
@asheghanehaye_fatima
ڪَفتم تو مسیح منی ..!!
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
@asheghanehaye_fatima
October 14, 2019
October 14, 2019
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رنجیده ام
دستم را در دستِ لحظه ات بگذار
که آغوشِ این شهر افق ندارد
که خواهش بزرگی ست
دلتنگ نبودن در کوچ
و آرزو یِ زیبائی ست
باز گشت
#نيكى_فيروزكوهی
📚پاييزصدساله شد
🎼نازنین طهرانی
@asheghanehaye_fatima
دستم را در دستِ لحظه ات بگذار
که آغوشِ این شهر افق ندارد
که خواهش بزرگی ست
دلتنگ نبودن در کوچ
و آرزو یِ زیبائی ست
باز گشت
#نيكى_فيروزكوهی
📚پاييزصدساله شد
🎼نازنین طهرانی
@asheghanehaye_fatima
October 14, 2019
October 14, 2019
#ژله_شیک 😋
🔸1.ژله آلورا رو با یک و نیم لیوان آب جوش درست کنید.
🔸2.تخم شربتی ها رو از قبل بخیسانید
🔸3.مقداری از ژله الورا به همراه تخم شربتی رو ته قالب بریزید. و مقداری هم روی دیواره قالب که چسبناک بشه.
🔸4.بذارید یخچال تا نیم بند بشه. حالا میوه مورد نظرتون رو خیلی نازک برش بزنید و به دیواره بچسبانید
🔸5.مجدد ژله آلورا و تخم شربتی بریزید و همین طور برشهایی از نارگیل یا هر میوه ای که دوست داشتید
🔸6.این کار رو در چند مرحله تکرار کنید
🔸7.و اخر سر یک ژله رنگی دلخواه رو با یک و نیم لیوان آب جوش درست کنید و روی ژله آلورا بریزید
#کدبانو
@asheghanehaye_fatima
🔸1.ژله آلورا رو با یک و نیم لیوان آب جوش درست کنید.
🔸2.تخم شربتی ها رو از قبل بخیسانید
🔸3.مقداری از ژله الورا به همراه تخم شربتی رو ته قالب بریزید. و مقداری هم روی دیواره قالب که چسبناک بشه.
🔸4.بذارید یخچال تا نیم بند بشه. حالا میوه مورد نظرتون رو خیلی نازک برش بزنید و به دیواره بچسبانید
🔸5.مجدد ژله آلورا و تخم شربتی بریزید و همین طور برشهایی از نارگیل یا هر میوه ای که دوست داشتید
🔸6.این کار رو در چند مرحله تکرار کنید
🔸7.و اخر سر یک ژله رنگی دلخواه رو با یک و نیم لیوان آب جوش درست کنید و روی ژله آلورا بریزید
#کدبانو
@asheghanehaye_fatima
October 14, 2019
October 14, 2019
October 14, 2019
October 14, 2019
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
من فکر می کنم زمانهایی که احساس ناامیدی می کنی و حس می کنی هستی تو را نادیده گرفته همان زمانهایی است که در واقع به تو دعوت نامه ای برای خلق کردن داده شده است. اینکه از الگوهای قدیمی خسته شوی اتفاق بسیار خوبی است زیرا نشان می دهد که برای رها کردن روایت های قدیمی زندگی و خلق کردن زندگی ای هماهنگ با آن چیزی که اکنون هستی، آمادگی داری.
#توکوپا_ترنر
ترجمه: مریم طهماسبی
من فکر می کنم زمانهایی که احساس ناامیدی می کنی و حس می کنی هستی تو را نادیده گرفته همان زمانهایی است که در واقع به تو دعوت نامه ای برای خلق کردن داده شده است. اینکه از الگوهای قدیمی خسته شوی اتفاق بسیار خوبی است زیرا نشان می دهد که برای رها کردن روایت های قدیمی زندگی و خلق کردن زندگی ای هماهنگ با آن چیزی که اکنون هستی، آمادگی داری.
#توکوپا_ترنر
ترجمه: مریم طهماسبی
October 14, 2019
October 14, 2019
@asheghanehaye_fatima
✒
این پاییز
هیچ شباهتی به پاییز مادرِ من ندارد...
اینجا درختها میگریند ،
اینجا درخت برای درخت میگرید ،
اینجا سنگ برای سنگ میگرید ،
اینجا فقط سنگ و فقط درخت ،
میگریند...
اما اینجا کردستان
پاییز
سنگ و درخت و آسمان و آدمی
همه با هم میگریند
همه برای هم میگریند....
#شیرکو_بیکس
✒
این پاییز
هیچ شباهتی به پاییز مادرِ من ندارد...
اینجا درختها میگریند ،
اینجا درخت برای درخت میگرید ،
اینجا سنگ برای سنگ میگرید ،
اینجا فقط سنگ و فقط درخت ،
میگریند...
اما اینجا کردستان
پاییز
سنگ و درخت و آسمان و آدمی
همه با هم میگریند
همه برای هم میگریند....
#شیرکو_بیکس
October 14, 2019