🔰
فقط نخواهید ...
یک زندگی را به سر ببرید .!!
بخواهید که منجر به یک تغییر باشید .
Denzel
Washington
@asheghanehaye_fatima
فقط نخواهید ...
یک زندگی را به سر ببرید .!!
بخواهید که منجر به یک تغییر باشید .
Denzel
Washington
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
روزی به دیدارم خواهی آمد که دیگر نمیشناسمت
من با پیراهنی ساده
آشفته حال
خیره به خالی دنیا
با خودم غریبه
با دیگران غریبه تر
جایی نشستهام که نمیدانم کجاست
تو چون همیشه با وقار
با تردید نگاهم میکنی
شاخه گلی روی زانوانم میگذاری
سری تکان میدهی
و میروی ...
من ...
خیره به خالی دنیا
به ناگهان، رفتنت را میشناسم
#نيكى_فيروزكوهی
📚خداحافظ اگر باز نگشتم/نشر مایا
@asheghanehaye_fatima
من با پیراهنی ساده
آشفته حال
خیره به خالی دنیا
با خودم غریبه
با دیگران غریبه تر
جایی نشستهام که نمیدانم کجاست
تو چون همیشه با وقار
با تردید نگاهم میکنی
شاخه گلی روی زانوانم میگذاری
سری تکان میدهی
و میروی ...
من ...
خیره به خالی دنیا
به ناگهان، رفتنت را میشناسم
#نيكى_فيروزكوهی
📚خداحافظ اگر باز نگشتم/نشر مایا
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
🎼●آهنگ: «لیلای من کو»
🎙●خواننده: #حمید_حامی
○●آهنگ و تنظیم: #بابک_بیات
کو آشنای شبهای من کو
دیروز من کو فردای من کو
شهزادهی من رویای من کو
کو هم قبلیه لیلای من کو...
@asheghanehaye_fatima
Telegram
attach 📎
January 4, 2020
آدمهاچنان بي محابا با قلب ها قمار می کنند که عنقریب خودمان با خنجری درکمین خودمان باشیم، مبادا آنقدر مهر و دوستی را پیشکشِ نالایقان كنيم كه مجبور باشیم مُهرِ حماقت را هم مادامُ العمر به دوش بکشیم
#نیکی_فیروزکوهی
@asheghanehaye_fatima
#نیکی_فیروزکوهی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
نمیتوانم گفت،
با تو این راز نمیتوانم گفت
در کجای دشت، نسیمی نیست
که زلف را پریشان کند
آرام، آرام
از کوه اگر میگویی
آرامتر بگوی!
بار گریهای بر شانه دارم
برکهای که شب از آن آغاز میشود،
ماهی اندوهگین میگردد
و رشد شبانهی علف
پوزهی اسب را مرتعش میکند.
آرام، آرام
از دشت اگر میگویی.
گیاهی که در برابر چشم قد میکشد
در کدامین ذهن است
به جز گوسفندی که
اینک پیشاپیش گله میآید.
آه، میدانم!
اندوه خویشتن را من
صیقل ندادهام!
بتاب؛ رویای من! بر گیاه و بر سنگ،
که معراج تو را آراستهام من.
گرگی که تا سپیدهدمان بر آستانهی دِه میمانَد
بوی فراوانی را در مشام دارد
صبحی اگر هست، بگذار با حضورِ آخرین ستاره
در تلاوتی دیگرگونه آغاز شود.
ستارهها از حلقومِ خروس
تاراج میشوند
تا من از تو بپرسم
اکنون ای سرگردان!
در کدام ساعت از شبایم؟
انبوهیِ جنگل است که پلک مرا
بر یال اسب میخواباند
و ستارهای غیبت میکند
تا سپیدهدمان را به من باز نماید.
میراث گریه، آه
در قوم من
سینه به سینه بود.
#هوشنگ_چالنگی
@asheghanehaye_fatima
با تو این راز نمیتوانم گفت
در کجای دشت، نسیمی نیست
که زلف را پریشان کند
آرام، آرام
از کوه اگر میگویی
آرامتر بگوی!
بار گریهای بر شانه دارم
برکهای که شب از آن آغاز میشود،
ماهی اندوهگین میگردد
و رشد شبانهی علف
پوزهی اسب را مرتعش میکند.
آرام، آرام
از دشت اگر میگویی.
گیاهی که در برابر چشم قد میکشد
در کدامین ذهن است
به جز گوسفندی که
اینک پیشاپیش گله میآید.
آه، میدانم!
اندوه خویشتن را من
صیقل ندادهام!
بتاب؛ رویای من! بر گیاه و بر سنگ،
که معراج تو را آراستهام من.
گرگی که تا سپیدهدمان بر آستانهی دِه میمانَد
بوی فراوانی را در مشام دارد
صبحی اگر هست، بگذار با حضورِ آخرین ستاره
در تلاوتی دیگرگونه آغاز شود.
ستارهها از حلقومِ خروس
تاراج میشوند
تا من از تو بپرسم
اکنون ای سرگردان!
در کدام ساعت از شبایم؟
انبوهیِ جنگل است که پلک مرا
بر یال اسب میخواباند
و ستارهای غیبت میکند
تا سپیدهدمان را به من باز نماید.
میراث گریه، آه
در قوم من
سینه به سینه بود.
#هوشنگ_چالنگی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
January 4, 2020
Mikhamet
Meysam Ebrahimi
گاهی فکر می کنم چقدر عجیب است که آدمها در آن واحد می توانند از هم دور شوند و به هم نزدیک!
همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی در ابتدا و انتهای راه منتظر باشد
#نيكى_فيروزكوهی
@asheghanehaye_fatima
#میخوامت
#میثم_ابراهیمی
همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی در ابتدا و انتهای راه منتظر باشد
#نيكى_فيروزكوهی
@asheghanehaye_fatima
#میخوامت
#میثم_ابراهیمی
January 4, 2020
بلد بودم عاشقاش شوم
اما بلد نیستم فراموشاش کنم...
#جداریات
#دیوار_نوشته_عربی
#دیوار_نوشت
@asheghanehaye_fatima
اما بلد نیستم فراموشاش کنم...
#جداریات
#دیوار_نوشته_عربی
#دیوار_نوشت
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
💠
چه فایدهای دارد که آدم بخواهد
دائم رنج و اندوهش را بازنگری کند .؟!
مثل اینکه یکسره به یک زخم وَر بروی
و نگذاری که التیام پیدا کند !
#جوجو_مویز
@asheghanehaye_fatima
چه فایدهای دارد که آدم بخواهد
دائم رنج و اندوهش را بازنگری کند .؟!
مثل اینکه یکسره به یک زخم وَر بروی
و نگذاری که التیام پیدا کند !
#جوجو_مویز
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
Cheshm Asali ~ UpMusic
Mohammad Taher ~ UpMusic
چشمهایت را می بوسم
مىدانم هيچ كس
هيچگاه در هيچ لحظهاى از
آفرینش ،آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
#فریدون_مشیری
#چشم_عسلی
#محمد_طاهر
@asheghanehaye_fatima
مىدانم هيچ كس
هيچگاه در هيچ لحظهاى از
آفرینش ،آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد...
#فریدون_مشیری
#چشم_عسلی
#محمد_طاهر
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
ما به دخترهای مان شرم و حیا را می آموزیم. پاهایت را بپوشان. خودت را جمع و جور کن. ما این احساس را که شما از بدو تولدتان زن و ذاتا گناهکار هستید را در آن ها پرورش می دهیم.
وقتی که دخترها رشد می کنند و تبدیل به زن ها می شوند نمی توانند از تمایلات شان بگویند، آن ها سکوت اختیار می کنند و نمی توانند صادقانه از آن چه که بدان فکر می کنند حرف بزنند و تظاهر کردن و دروغ گفتن را به شکل هنرمندانه ای به نمایش می گذارند.
#چیماماندا_انگوزی_آدیشی
@asheghanehaye_fatima
وقتی که دخترها رشد می کنند و تبدیل به زن ها می شوند نمی توانند از تمایلات شان بگویند، آن ها سکوت اختیار می کنند و نمی توانند صادقانه از آن چه که بدان فکر می کنند حرف بزنند و تظاهر کردن و دروغ گفتن را به شکل هنرمندانه ای به نمایش می گذارند.
#چیماماندا_انگوزی_آدیشی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
من چون رودی تمامی طول تو را میپیمایم،
از میان بدنات میگذرم بدانسان که از میان جنگلی،
مانند کورهراهی که در کوهساران سرگردان است
و ناگهان به لبهی هیچ ختم میشود،
من بر لبهی تیغ اندیشهات راه میروم
و در شگفتیِ پیشانیِ سپیدت سایهام فرو میافتد
و تکهتکه میشود،
تکهپارههایم را یکبهیک گرد میآورم
و بیتن به راه خویش میروم، جویان و کورمال
■●شاعر: #اکتاویو_پاز |Octavio Paz | مکزیک ● | ۱۹۱۴–۱۹۹۸ |
■●برگردان: #احمد_میرعلایی
@asheghanehaye_fatima
از میان بدنات میگذرم بدانسان که از میان جنگلی،
مانند کورهراهی که در کوهساران سرگردان است
و ناگهان به لبهی هیچ ختم میشود،
من بر لبهی تیغ اندیشهات راه میروم
و در شگفتیِ پیشانیِ سپیدت سایهام فرو میافتد
و تکهتکه میشود،
تکهپارههایم را یکبهیک گرد میآورم
و بیتن به راه خویش میروم، جویان و کورمال
■●شاعر: #اکتاویو_پاز |Octavio Paz | مکزیک ● | ۱۹۱۴–۱۹۹۸ |
■●برگردان: #احمد_میرعلایی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
■«خوابگرد و دیگری»
تمام شب خواباش نبرد.
گامهای آن خوابگرد را دنبال میکرد،
بالا سر خود، روی پشتبام.
هر گام در تهی جای او طنینی بیپایان داشت،
سنگین و خفه.
کنار پنجره ایستاده،
منتظر که بگیردش اگر افتاد.
اما اگر خودش هم با او پایین کشیده میشد، چه؟
سایهی يك پرنده روی دیوار؟ يك ستاره؟ او؟ دستهای او؟
صدای خفهیی روی سنگفرش شنیده شد. سپیدهدم.
پنجرهها باز شدند.
همسایهها دویدند.
خوابگرد از پلکان نجات پایین میدوید
به دیدن آن که از پنجره پرت شده بود.
■●شاعر: #یانیس_ریتسوس | یونان ● ۱۹۹۰-۱۹۰۹ |
■●برگردان: #بیژن_الهی
@asheghanehaye_fatima
تمام شب خواباش نبرد.
گامهای آن خوابگرد را دنبال میکرد،
بالا سر خود، روی پشتبام.
هر گام در تهی جای او طنینی بیپایان داشت،
سنگین و خفه.
کنار پنجره ایستاده،
منتظر که بگیردش اگر افتاد.
اما اگر خودش هم با او پایین کشیده میشد، چه؟
سایهی يك پرنده روی دیوار؟ يك ستاره؟ او؟ دستهای او؟
صدای خفهیی روی سنگفرش شنیده شد. سپیدهدم.
پنجرهها باز شدند.
همسایهها دویدند.
خوابگرد از پلکان نجات پایین میدوید
به دیدن آن که از پنجره پرت شده بود.
■●شاعر: #یانیس_ریتسوس | یونان ● ۱۹۹۰-۱۹۰۹ |
■●برگردان: #بیژن_الهی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020
🎼●آهنگ فرانسوی:
«به چه فکر میکنی؟ بگو» | A Quoi Tu Penses, Dis
🎙●خواننده: Mireille Mathieu | فرانسه ● ۱۹۴۶ |
به چه فکر میکنی؟
تو آنجایی و چیزی نمیگویی
از من دوری، خیلی دور
من اما
وقتی خوابی
گریه میکنم و تو
فکر میکنی صدای باد است
هنوز مرا کمی دوست داری
اما آن روزها به سر آمد
که چشم در چشم
در انتظار شب میماندیم
اکنون شب بیتو فرارسید
و فراموشام کردهای
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
فقط یکبار
بگو به چه
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
که از من دوری
و بیآنکه بدانم با دو نفر زندگی میکنم
پس دیگر نمیخواهم تو را ببینم
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
نرو و فقط یک بار
به من بگو، به من بگو
به من بگو، به من بگو
به چه فکر میکنی؟ بگو!
به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
@asheghanehaye_fatima
🎼●آهنگ فرانسوی:
«به چه فکر میکنی؟ بگو» | A Quoi Tu Penses, Dis
🎙●خواننده: Mireille Mathieu | فرانسه ● ۱۹۴۶ |
به چه فکر میکنی؟
تو آنجایی و چیزی نمیگویی
از من دوری، خیلی دور
من اما
وقتی خوابی
گریه میکنم و تو
فکر میکنی صدای باد است
هنوز مرا کمی دوست داری
اما آن روزها به سر آمد
که چشم در چشم
در انتظار شب میماندیم
اکنون شب بیتو فرارسید
و فراموشام کردهای
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
فقط یکبار
بگو به چه
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
که از من دوری
و بیآنکه بدانم با دو نفر زندگی میکنم
پس دیگر نمیخواهم تو را ببینم
بگو به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
نرو و فقط یک بار
به من بگو، به من بگو
به من بگو، به من بگو
به چه فکر میکنی؟ بگو!
به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
به چه فکر میکنی؟
@asheghanehaye_fatima
Telegram
attach 📎
January 4, 2020
January 4, 2020
@asheghanehaye_fatima
نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصلهای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصلهای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصلههایی که
- غرق ابهامند
- نه،
صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
و او و ثانیهها میروند آن طرف روز.
و او و ثانیهها روی نور میخوابند.
و او و ثانیهها بهترین کتاب جهان را
به آب میبخشند.
و خوب میدانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود.
و نیمه شبها، با زورق قدیمی اشراق
در آبهای هدایت روانه میگردند
و تا تجلی اعجاب پیش میرانند.
- هوای حرف تو آدم را
عبور میدهد از کوچه باغهای حکایات
و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!
حیاط روشن بود
و باد میآمد
و خون شب جریان داشت در سکوت دو مرد.
"اتاق خلوت پاکی است.
برای فکر، چه ابعاد سادهای دارد!
دلم عجیب گرفته است.
خیال خواب ندارم."
#سهراب_سپهری
بخشی از شعر مسافر
نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصلهای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصلهای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصلههایی که
- غرق ابهامند
- نه،
صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
و او و ثانیهها میروند آن طرف روز.
و او و ثانیهها روی نور میخوابند.
و او و ثانیهها بهترین کتاب جهان را
به آب میبخشند.
و خوب میدانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود.
و نیمه شبها، با زورق قدیمی اشراق
در آبهای هدایت روانه میگردند
و تا تجلی اعجاب پیش میرانند.
- هوای حرف تو آدم را
عبور میدهد از کوچه باغهای حکایات
و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!
حیاط روشن بود
و باد میآمد
و خون شب جریان داشت در سکوت دو مرد.
"اتاق خلوت پاکی است.
برای فکر، چه ابعاد سادهای دارد!
دلم عجیب گرفته است.
خیال خواب ندارم."
#سهراب_سپهری
بخشی از شعر مسافر
January 4, 2020
@asheghanehaye_fatima
وقتی با قلب پاک با شما معامله کنند سایر مشکلات زندگی هر چه طولانی باشد قابل تحمل است و انسان ناراحتی جسمی را در برابر آرامش روح بزودی از یاد خواهد برد.
📕 تفکرات آنهایی
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
وقتی با قلب پاک با شما معامله کنند سایر مشکلات زندگی هر چه طولانی باشد قابل تحمل است و انسان ناراحتی جسمی را در برابر آرامش روح بزودی از یاد خواهد برد.
📕 تفکرات آنهایی
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
January 4, 2020
@asheghanehaye_fatima
چهرهات روی صفحه ساعتم کنده کاری شده است
روی عقربه دقیقه نما
روی عقربه ثانیه نما
روی هفته ها... ماه ها و سال ها...
دیگر هیچ زمانی به صورت اختصاصی ندارم
از آنکه درونم آشیانه کرده ای شکایتی ندارم
اعتراض نمی کنم که در تکان خوردن دستهایم نقش داری
و تکان خوردن پلک هایم
و تکان خوردن افکارم
طبیعیست
کشتزارهای گندم از فراوانی خوشه ها اعتراض نمی کنند
درخت های انجیر از دست گنجشک هایشان خسته نمی شوند
وپیاله ها از ریختن شراب سرخ درونشان ناراحت نیستند
بانوی من تنها از تو میخواهم
در میان قلبم کمتر تکان بخوری
تا کمتر درد بکشم
#نزار_قبانی
چهرهات روی صفحه ساعتم کنده کاری شده است
روی عقربه دقیقه نما
روی عقربه ثانیه نما
روی هفته ها... ماه ها و سال ها...
دیگر هیچ زمانی به صورت اختصاصی ندارم
از آنکه درونم آشیانه کرده ای شکایتی ندارم
اعتراض نمی کنم که در تکان خوردن دستهایم نقش داری
و تکان خوردن پلک هایم
و تکان خوردن افکارم
طبیعیست
کشتزارهای گندم از فراوانی خوشه ها اعتراض نمی کنند
درخت های انجیر از دست گنجشک هایشان خسته نمی شوند
وپیاله ها از ریختن شراب سرخ درونشان ناراحت نیستند
بانوی من تنها از تو میخواهم
در میان قلبم کمتر تکان بخوری
تا کمتر درد بکشم
#نزار_قبانی
January 4, 2020
@asheghanehaye_fatima
حواسم ،
بی تمرکز در دایره ی زندگی
حول تو پرت می شود
و احساسم چه غریبانه ،
از پنجره های بغض آلود
در انبوه شعر هایم ؛
تو را به جستجو می نشیند
در کدام سطر تنم نهان شدی ؟
که اینگونه
درد را
درد را
درد را
از پاره خط های شکسته ی قلبم خط می زنم
تا دوباره ،
در اول خط عاشقی “تو “سرمشق شوی ..!!
#مهسا_جهانشیری
حواسم ،
بی تمرکز در دایره ی زندگی
حول تو پرت می شود
و احساسم چه غریبانه ،
از پنجره های بغض آلود
در انبوه شعر هایم ؛
تو را به جستجو می نشیند
در کدام سطر تنم نهان شدی ؟
که اینگونه
درد را
درد را
درد را
از پاره خط های شکسته ی قلبم خط می زنم
تا دوباره ،
در اول خط عاشقی “تو “سرمشق شوی ..!!
#مهسا_جهانشیری
January 4, 2020
@asheghanehaye_fatima
نابيناى توام
نزديك تر بيا
فقط به خط بريل مى توانم كه تو را بخوانم
نزديك تر بيا
كه معنى زندگى را بدانم.
#شمس_لنگرودى
نابيناى توام
نزديك تر بيا
فقط به خط بريل مى توانم كه تو را بخوانم
نزديك تر بيا
كه معنى زندگى را بدانم.
#شمس_لنگرودى
January 4, 2020
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شانههای تو
بوی مزرعهی قهوه میدهد
تمام بیخوابیهای من تقصیر توست
ای تلخ دوست داشتنی...
#نسرین_بهجتی
@asheghanehaye_fatima
بوی مزرعهی قهوه میدهد
تمام بیخوابیهای من تقصیر توست
ای تلخ دوست داشتنی...
#نسرین_بهجتی
@asheghanehaye_fatima
January 4, 2020