صبح یعنی
به رسم دلدادگی های شبانه مان
تلالو آفتاب مهربانیت را
از پس بوسه هایی که
بر گونه ها و لبهایم
سنجاق کرده ای
عبور دهی
وتقویم عاشقانه هایمان
روز زیبای دیگری را
ورق زند....
#سارا_رضایی
@asheghanehaye_fatima
به رسم دلدادگی های شبانه مان
تلالو آفتاب مهربانیت را
از پس بوسه هایی که
بر گونه ها و لبهایم
سنجاق کرده ای
عبور دهی
وتقویم عاشقانه هایمان
روز زیبای دیگری را
ورق زند....
#سارا_رضایی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم، به تو میگفتم «دوستت دارم» و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی.
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.
به خودت این فرصت را بده تا بگویی:
«مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش میکنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن.
به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری، بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت...🤍
#گابریل_گارسیا_مارکز
@asheghanehaye_fatima
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.
به خودت این فرصت را بده تا بگویی:
«مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش میکنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن.
به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری، بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت...🤍
#گابریل_گارسیا_مارکز
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
#فریدون_مشیری :
ای جامِ به هم ریخته
صدبار نگفتم با سنگدلان یار مشو ،
میشکنَندَت ؟
@asheghanehaye_fatima
ای جامِ به هم ریخته
صدبار نگفتم با سنگدلان یار مشو ،
میشکنَندَت ؟
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
▪️
حقیقت اینه که بی شک همه ما
روزی ، ساعتی و لحظه ای بـــرای
مدت ها قوی بودن اشک می ریزیم
و در تلاشِ رسیدن به رویایی از پا در میایم
و به آخـــر خط می رسیم.امـــا من ...
فکر می کنم پیروزی در لحظه ای بعدِ
از پا در اومدن، منتظر ماست .!!
#پوریا_نبی_پور
@asheghanehaye_fatima
حقیقت اینه که بی شک همه ما
روزی ، ساعتی و لحظه ای بـــرای
مدت ها قوی بودن اشک می ریزیم
و در تلاشِ رسیدن به رویایی از پا در میایم
و به آخـــر خط می رسیم.امـــا من ...
فکر می کنم پیروزی در لحظه ای بعدِ
از پا در اومدن، منتظر ماست .!!
#پوریا_نبی_پور
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
July 2, 2021
چشمی به بادها سپردهام
دلی
ــ چنانکه برگ سبزی ــ
به منقار کبوتری
فراز شَهرت سرگشتهام
گرد بامت میگردم
و بر آن حیاط کوچک
که از کف آن
چون نهال میخک دوردستی
جلوه میکنی
بیقرار میشوم و
دلدل میزنم
به سینهی ابر و به منقار کبوتر
#منوچهر_آتشی
@asheghanehaye_fatima
دلی
ــ چنانکه برگ سبزی ــ
به منقار کبوتری
فراز شَهرت سرگشتهام
گرد بامت میگردم
و بر آن حیاط کوچک
که از کف آن
چون نهال میخک دوردستی
جلوه میکنی
بیقرار میشوم و
دلدل میزنم
به سینهی ابر و به منقار کبوتر
#منوچهر_آتشی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
بوی یاس میدهی ، طعم رز
ساده ، بی آلایش
انگار خود نیلوفری
باغ در باغ ، شقایق را
به لب هایت دوختهای
با آن خنده ی مریمی ات
از خواب که میپری
نسترن میخندد
سنبل پرواز !
فقط یک سوال ؟
با این همه هوو
چگونه میسازی خانم ؟!!
#بهرنگ_قاسمی
@asheghanehaye_fatima
ساده ، بی آلایش
انگار خود نیلوفری
باغ در باغ ، شقایق را
به لب هایت دوختهای
با آن خنده ی مریمی ات
از خواب که میپری
نسترن میخندد
سنبل پرواز !
فقط یک سوال ؟
با این همه هوو
چگونه میسازی خانم ؟!!
#بهرنگ_قاسمی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
July 2, 2021
من نه تنها صورت زیبای تو را دوست دارم ؛ نه تنها موهای زرینت را دوست دارم ؛ بلکه نام تو را ، لباسهای تو را ، کفشهای کوچکت را هم دوست دارم . یعنی اگر یک ذره زباله ، یک تکه کاغذ از دست تو زمین بیافتد آن را برخواهم داشت و تا روز قیامت نگه خواهم داشت . اگر دستمال جیبی تو پیش من بود ، آن را برای همیشه روی قلب خود میگذاشتم .
آه چه قدر دوستت دارم
دستهای کوچک و لبهای قشنگت را میبوسم
📝 از میان نامههای #غلامحسین_ساعدی به طاهره کوزهگرانی
@asheghanehaye_fatima
آه چه قدر دوستت دارم
دستهای کوچک و لبهای قشنگت را میبوسم
📝 از میان نامههای #غلامحسین_ساعدی به طاهره کوزهگرانی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
عشق را آتشی است که چون در دل افتد، هرچه در دل یابد بسوزد، تا حدی که صورت معشوق را نیز از دل محو کند. مجنون مگر در این سوزش بود، گفتند: لیلی آمد.
مجنون گفت: من خود لیلیام و سر به گریبان فراغت فرو برد.
لیلی گفت: سر برآر که منم محبوب تو.
مجنون پاسخ داد: الیک عنی، فان حبک قد شغلنی عنک (بگذر از من؛ چون عشق تو مرا از تو مشغول داشته)
#فخرالدین_عراقی
@asheghanehaye_fatima
مجنون گفت: من خود لیلیام و سر به گریبان فراغت فرو برد.
لیلی گفت: سر برآر که منم محبوب تو.
مجنون پاسخ داد: الیک عنی، فان حبک قد شغلنی عنک (بگذر از من؛ چون عشق تو مرا از تو مشغول داشته)
#فخرالدین_عراقی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
از دستی
به دست دیگر میروم
کجایی تو؟
میخواهم در آغوش بگیرمت،
غیابات را به آغوش میکشم.
میخواهم صدایت را ببوسم
صدای خندهی فاصلهها را میشنوم
لبهایم صورتام را پارهپاره کردهاند
از دستهای سوختهام
درخششی ظاهر میشود
میخواهم ببینمت
و چشمهایم را میبندم
از یک سمتِ سَرَم
به سمتِ دیگر میروم
کجایی تو؟
#واسکو_پوپا
برگردان: #سینا_کمالآبادی
@asheghanehaye_fatima
به دست دیگر میروم
کجایی تو؟
میخواهم در آغوش بگیرمت،
غیابات را به آغوش میکشم.
میخواهم صدایت را ببوسم
صدای خندهی فاصلهها را میشنوم
لبهایم صورتام را پارهپاره کردهاند
از دستهای سوختهام
درخششی ظاهر میشود
میخواهم ببینمت
و چشمهایم را میبندم
از یک سمتِ سَرَم
به سمتِ دیگر میروم
کجایی تو؟
#واسکو_پوپا
برگردان: #سینا_کمالآبادی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
@asheghanehaye_fatima
میشناسم تمامیِ راهها - که سوی تو میآید -
بسته است
وانگهی تو هم هرگز مرا دوست نداشتهیی
چه نزدیک بودیم و در میان ما: پرتگاه
و خانهها و انسانها در میان ما: مثل دیوارها
#جمال_سورهیا | #جمال_ثریا
برگردان: #ابوالفضل_پاشا
میشناسم تمامیِ راهها - که سوی تو میآید -
بسته است
وانگهی تو هم هرگز مرا دوست نداشتهیی
چه نزدیک بودیم و در میان ما: پرتگاه
و خانهها و انسانها در میان ما: مثل دیوارها
#جمال_سورهیا | #جمال_ثریا
برگردان: #ابوالفضل_پاشا
July 2, 2021
@asheghanehaye_fatima
عشق این است که همواره مرا
همچون نخستین بار ببینی...
#نزار_قبانی
برگردان: #سعید_هلیچی
عشق این است که همواره مرا
همچون نخستین بار ببینی...
#نزار_قبانی
برگردان: #سعید_هلیچی
July 2, 2021
@asheghanehaye_fatima
بیا گردنبندی را
به گردنت آویزم
که با سرانگشتانم
برایت بافتهام
مهرههایش
همه از بوسههای تو
و نخ تارهایش
از تار موهای من
#کژال_ابراهیم_خدر
برگردان: #خالد_بایزیدی
بیا گردنبندی را
به گردنت آویزم
که با سرانگشتانم
برایت بافتهام
مهرههایش
همه از بوسههای تو
و نخ تارهایش
از تار موهای من
#کژال_ابراهیم_خدر
برگردان: #خالد_بایزیدی
July 2, 2021
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به اندازه خودت
دنیا رو زیبا کن...
(پ.ن: دختری که برای پدر ناشنواش، صدای خواننده رو به زبان اشاره تبدیل میکنه)♥️
#عشق
@asheghanehaye_fatima
دنیا رو زیبا کن...
(پ.ن: دختری که برای پدر ناشنواش، صدای خواننده رو به زبان اشاره تبدیل میکنه)♥️
#عشق
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
《احساس میکنم اگر ترکم کنی از دست میروم ... من آن کبوتر زخم خوردهام که سرب در خودش حمل میکند ... افسوس که تو فقط دو بار آمدهای، و چه تلخیها دیده است این بالش بیچارهام، چه اشکهای خشک شده یا درنیامده، صدا زدنها، آه و نالهها. شاید تو واقعا خودت را از من خلاص کردهای. آیا کسی این را به من گفت که عشق بیماری است؟ وقتی که اول بار همدیگر را دیدیم گفتی زندگی مسخره است. اوه، آندرهی من، بدان که دیگر همهچیز برایم تمام شده. اما تو را داشتم و این خیلی زیبا بود.
این نامه را نادیا در ژانویهی ۱۹۲۷ به برتون نوشته است.
#نادیا #آندره_برتون
@asheghanehaye_fatima
این نامه را نادیا در ژانویهی ۱۹۲۷ به برتون نوشته است.
#نادیا #آندره_برتون
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
بر او ببخشایید
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می برد
و ابلهانه می پندارد
که حق زیستن دارد
بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحرک
در دیدگان کاغذیش آب میشود
بر او ببخشایید
بر او که در سراسر تابوتش
جریان سرخ ماه گذر دارد
و عطر های منقلب شب
خواب هزار ساله اندامش را
آشفته میکند
بر او ببخشایید
بر او که از درون متلاشیست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهده اش
نومیدوار از نفوذ نفسهای عشق می لرزد
ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
زیرا که مسحور است
زیرا که ریشه های هستی بارآور شماست
که در خاکهای غربت او نقب می زنند
و قلب زود باور او را
با ضربه های موذی حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازند
#فروغ_فرخزاد
@asheghanehaye_fatima
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می برد
و ابلهانه می پندارد
که حق زیستن دارد
بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحرک
در دیدگان کاغذیش آب میشود
بر او ببخشایید
بر او که در سراسر تابوتش
جریان سرخ ماه گذر دارد
و عطر های منقلب شب
خواب هزار ساله اندامش را
آشفته میکند
بر او ببخشایید
بر او که از درون متلاشیست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهده اش
نومیدوار از نفوذ نفسهای عشق می لرزد
ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
زیرا که مسحور است
زیرا که ریشه های هستی بارآور شماست
که در خاکهای غربت او نقب می زنند
و قلب زود باور او را
با ضربه های موذی حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازند
#فروغ_فرخزاد
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
July 2, 2021
#پابلو_نرودا :
روزی، جایی، دقیقه ای،
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت یا "لبخند" خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت .
@asheghanehaye_fatima
روزی، جایی، دقیقه ای،
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت یا "لبخند" خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت .
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
چه تنهایم امروز
چونان آخرین روز پاییز
چونان شهر کوچکم
پس از مرگ نغمه های جوانی.
همه چیز تنهاست امروز
چونان غریبی مادرم
تنها، چونان پیکر پدرم
چونان جسدهای بی نامِ افتاده بر زمین.
.
تنهای تنهایم امروز
.
.
#شیرکو_بیکس
@asheghanehaye_fatima
چونان آخرین روز پاییز
چونان شهر کوچکم
پس از مرگ نغمه های جوانی.
همه چیز تنهاست امروز
چونان غریبی مادرم
تنها، چونان پیکر پدرم
چونان جسدهای بی نامِ افتاده بر زمین.
.
تنهای تنهایم امروز
.
.
#شیرکو_بیکس
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021
دیروز
چون دو واژه به یک معنی
از ما دو نگاه
هر یک سرشار دیگری
اوج یگانگی
و امروز
چون دو خط موازی
در امتداد یک راه
یک شهر یک افق
بینقطهی تلاقی و دیدار
حتی در جاودانگی ...
#شفیعی_کدکنی
@asheghanehaye_fatima
چون دو واژه به یک معنی
از ما دو نگاه
هر یک سرشار دیگری
اوج یگانگی
و امروز
چون دو خط موازی
در امتداد یک راه
یک شهر یک افق
بینقطهی تلاقی و دیدار
حتی در جاودانگی ...
#شفیعی_کدکنی
@asheghanehaye_fatima
July 2, 2021