عاشقانه های فاطیما
821 subscribers
21.2K photos
6.5K videos
276 files
2.94K links
منتخب بهترین اشعار عاشقانه دنیا
عشق
گلایه
دلتنگی
اعتراض
________________
و در پایان
آنچه که درباره‌ی خودم
می‌توانم بگویم
این است:
من شعری عاشقانه‌ام
در جسمِ یک زن.
الکساندرا واسیلیو

نام مرا بنویسید
پای تمام بیانیه‌هایی که
لبخند و بوسه را آزاد می‌خواهند..
Download Telegram
June 22, 2016
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد ، بیشتر تنهاست.

چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند ، تنهایی تو کامل می شود.

@asheghanehaye_fatima

#عباس_معروفی
از کتاب #سمفونی_مردگان
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
دیوارها تنها ایستاده اند
تا درها را نگه دارند
تنها, جاده ای ست در کویر
تنها, هواپیمایی ست در آسمان
تنها زندانی ست

و چقدر بیهوده است کار این زندانی
که شبانه تونلی حفر می کند در سلول
تونلی حفر می کند در اتاق خواب
تونلی در میز صبحانه
تونلی در تاکسی
تونلی در اتاق کار…

دنیا پر از حفره هایی ست
که بهم می رسند
و راه های فرار
ما را به زندان بزرگتری می برند
و تنهایی
از تنهایی بزرگتری سر در می آورد
@asheghanehaye_fatima

#محمد_عسکری_ساج
📕مجموعه شعر "مزارع پنبه ی شیلی"
📚انتشارات نیماژ
(برشی از شعر "سلول")
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
چشم زیتون سبز در کاسه، سینه ها سیب سرخ در سینی
لب میان سفیدی صورت، چون تمشکی نهاده بر چینی

سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟
تو خودت جای من اگر باشی ابتدا از کدام می چینی؟

با نگاهی، تبسمی، حرفی، در بیاور مرا از این تردید
ای نگاهت محصل شیطان، اخم هایت معلم دینی

هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی سفید، با این وصف
خنده یعنی صعود بالایی، همزمان با سقوط پایینی

می شوی یک پری دریایی از دل آب اگر که برخیزی
می شوی یک صدف پر از گوهر روی شن ها اگر که بنشینی

هرچه هستی بمان که من بی تو، هستی بی هویتی هستم
مثل ماهی بدون زیبایی،مثل سنگی بدون سنگینی

@asheghanehaye_fatima

#غلامرضاطریقی
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
ﺭﻓﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻤﻠﻪﺍﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﻣﺨﺘﻮﻡ ﺍﺳﺖ
ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺮﯾﻢ
ﺭﻓﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﺮﮒ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﻣﻨﻄﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
ﺭﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺭﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ
ﻣﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﺳﮓﭘﺮﺳﻪﻫﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﺒﺪﯾﻞِ ﺑﻪ ﺑﯽﺧﺎﻧﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺨﺖ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ
ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﯽﺭﺑﻂ ﻭ ﻣﺒﻬﻢ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﺨﺖ
ﺑﺎ ﺑﻮﯼ ﻋﻄﺮﺕ ﺑﺎﯾﮕﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺮﯾﻢ
ﻫﺮ ﺷﺐ ﮐﺴﯽ ﻻﻏﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺎﻩ
ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺗﺮﺍﺷﺪ ﺑﻮﺳﻪﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺷﺐﺯﻧﺪﻩﺩﺍﺭﯼﻫﺎﯼ ﺷﻌﺮ ﻭ ﭼﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ
ﻫﯽ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯾﻢ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
ﭼﺸﻤﺖ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﻨﺪﺩ ﺍﻣﺎ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﻢ ﺑﺎﺯ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ
ﺑﯽﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺖ ﻗﺼﻪﯼ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺑﯽﺷﺎﻋﺮ
ﭼﻪ ﻗﺼﻪﯼ ﺑﯽﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
ﺍﺯ ﺍﻭﻟﺶ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺁﺧﺮﺵ ﮔﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﻓﺮﻣﯽ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺍﺯ ﺍﻭﻟﺶ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ
ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﺑﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
ﺗﻮ ﺑﺎ ﻏﺰﻝﻫﺎﯾﺖ ﻋﺴﻞﻫﺎﯾﺖ ﺑﻐﻞﻫﺎﯾﺖ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺳﻌﺪﯼ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﺩﺭ ﺑﯿﻦﺗﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﻮﺳﻪ
ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺮﯾﻢ
ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻨﺪﯼ
ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻗﻮﻝﻫﺎﯼ ﺧﯿﺲ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ
ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ، ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ؟
ﺁﺩﻡ ﻫﻢﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺮﯾﻢ !
ﺑﻪ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﮔﻔﺘﻪﺍﻡ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﯽ ﺍﺯ
ﻣﺮﯾﻢ ﺷﻨﯿﺪﯾﺪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮﺗﺎﻥ ﺁﻥﺟﺎﺳﺖ
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺷﻌﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﻟﯽ ﺍﺳﻤﺖ
ﺑﺎ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﺩ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺮﯾﻢ
#مهدی_غلامی

انتشار آثار سوخته با شعرهای یواشکی
@sherhaye_yavashaki
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
June 22, 2016
تو همانی که دلم ,لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم ان شاعر دلخون, که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنر مندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند, خوبی دلبندش را

مثل ان خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با انکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر, پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی, شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را

منم ان شیخ سیه روز که در اخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را

@asheghanehaye_fatima

#کاظم_بهمنی
June 22, 2016